یار
تقدیم به کسانی که نه مصدر اند و نه حرف ربط..
این سفرهای گران از در و دیوار وجود
تو طنم موش میریزه....
به یکی کشته ی ناخوانده چه سود
که چنین از در و دیوار حویلی صدای خرگوش میریزه.
گاهی وقتا دل برام دس میزنه دس میزنه
با پا میکشه و پس میزنه
عقلی که زخمش چرکیه دیگه مرخص میزنه.
وقتی 206 هست دل توی صحرا میپره
وقتی فقر و حشیش هست دل توی صحرا میپره
وقتی قل و زنجیر هست دل پایین و بالا میپره
اما وقتی در زندون بازه اونی که در بره خییلی خره
همه چی به ما مییخنده یره
همه چی با ما مییگنده یره
همه چی با ما میپوسه یره
همه چی با ما مییسوزه یره
هییی هی یه هه هیییییییی یه هی هی ه
ها هاهاها ها ها رهههههههههه ره ره ره ری ری.
وقتی نماز به اتمام میرسه
حالا نوبت سلام مریسه
وقتی شرافت به انجام میرسه
حالا نوبت حمام میرسه.
آخ اگه بارون بزنه
وای اگه بارون بزنه.
وقتی سرتو کردن توی جوب
بیوگرافی تو همون توی آب بنویس
وقتی دستتو پیچوندن از پشت رو سطح خارجی حباب بنویس
از نی و عشق و گل و گلاب بنویس.
های های هاییی.
وقتی هنر به اتمام میرسه
وقتی هنر به انجام میرسه
وقتی صفای باطن میخندونتت
وقتی وفای ناب آخ میبره آدمو
وقتی صفای باطن می خندونت
وقتی صفای باطن هههه می خندونتت
وقتی صفای باطن میخندونتت
وقتی صفای باطن میخندونتت
وقتی صفای باطن میخندونتت
وقتی صفای باطن میخندونتت
وقتی صفای باطن میخندونتت
وقتی صفای باطن میخندونتت
وقتی صفای باطن میخندونتت
وقتی صفای باطن میخندونتت
.........