یار

آهنگ (یار) از آلبوم گیس.یکی از زیباترین خوانده های محسن نامجو هنرمند ایرانی ست. بسیار این آهنگ را شنیدم. توصیه میکنم اگر این شعر را میخوانید با حال و هوایی که نوشته شده و با تون موسیقایی اش بخوانید. به کسانی که این آهنگ را نشنیده اند توصیه میکنم حتما بشنوند .

تقدیم به کسانی که نه مصدر اند و نه حرف ربط..


این سفرهای گران از در و دیوار وجود

تو طنم موش میریزه....

به یکی کشته ی ناخوانده چه سود

که چنین از در و دیوار حویلی صدای خرگوش میریزه.

گاهی وقتا دل برام دس میزنه دس میزنه 

با پا میکشه و پس میزنه

عقلی که زخمش چرکیه دیگه مرخص میزنه.

وقتی 206 هست دل توی صحرا میپره

وقتی فقر و حشیش هست دل توی صحرا میپره

وقتی قل و زنجیر هست دل پایین و بالا میپره

اما وقتی در زندون بازه اونی که در بره خییلی خره

همه چی به ما مییخنده یره

همه چی با ما مییگنده یره

همه چی با ما میپوسه یره

همه چی با ما مییسوزه یره

هییی هی یه هه هیییییییی یه هی هی ه

ها   هاهاها ها ها رهههههههههه ره ره ره ری ری.

وقتی نماز به اتمام میرسه

حالا نوبت سلام مریسه

وقتی شرافت به انجام میرسه

حالا نوبت حمام میرسه.

آخ اگه بارون بزنه

وای اگه بارون بزنه.

وقتی سرتو کردن توی جوب

بیوگرافی تو همون توی آب بنویس

وقتی دستتو پیچوندن از پشت رو سطح خارجی حباب بنویس

از نی و عشق و گل و گلاب بنویس.

های های هاییی.

وقتی هنر به اتمام میرسه

وقتی هنر به انجام میرسه

وقتی صفای باطن میخندونتت

وقتی وفای ناب آخ میبره آدمو

وقتی صفای باطن می خندونت

وقتی صفای باطن هههه می خندونتت

وقتی صفای باطن میخندونتت

وقتی صفای باطن میخندونتت

وقتی صفای باطن میخندونتت

وقتی صفای باطن میخندونتت

وقتی صفای باطن میخندونتت

وقتی صفای باطن میخندونتت

وقتی صفای باطن میخندونتت

وقتی صفای باطن میخندونتت

.........

سرگردانی

وقتی که فرار میکنم از نگاهت.

معنای تعجب چشمانت را درک نمیتوانم.

قهقه ی لبخندت تغییرت را مرساند

از من و یا هر کو (کَس )دیگر .

میخواهم(میخواستم) شروع کنم پایان این راه را.

حتی اگر نگاهت شریکم نبود.

حتی اگر این طور پدر گونه دوستم نمیداشتی.

حتی اگر عاشقانه دوستت نمیداشتم.

حتی اگر حرف ربطی مصدر نمیشد.

وشاید

و حتی

و انگار بیشتر از این سرگردانی.

وقتی که زور میزنم تا زور نزنم!

چقدر سخت است آدم هی زور بزند ! هی تلاش و تقلا کندو فشار بیاورد سر خودش  که چی؟ زور نزند. این روزها هر چقدر به خودم و دیگران فشار می آورم که زورمان را برای دیگران نه ! برای خودمان خرج کنیم ((اینقدر بخاطر چیزهایی که میشود بدون زور هم از کنارشان گذشت و بدون زور حسرت شان را خورد و حتی بدون زور بخاطرشان ناراحت شد و حتی بدون زور زور زد ؛زورم نمیرسد!)) انگار که زور نزدن در اینجا مفهومی بنام زور زدن را نهادینه کرده که همه به نحوی با این زور زدن و نزدن گره خورده اند. عده ای زور می زنند تا زِر بزنند و وانمود می کنند که برای زَر زور نمیزنند.عده ای دیگر زور میزنند که وانمود کنند بخاطر زور زِر نمیزنند در حالی که به واسطه زَر شان زور میزنند.و عده ای دیگر  از این قماش هم زور میزنند و هم زِر و همچنان زَر و مستثنی از این امر عده ای اند که زور میزنند که نه زور بزنند و نه زِر و نه زَر . در این زدن و نزدن زور خوب است که آدم حد اقل بجای ریاضی دستور زبان فارسی و یا انگلیسی بلد باشد تا فرق __فاعل و مفعول__ را در یابد.و اما خود بنده وقتی زور میزنم تا برای تکمیل کردن مصرع سوم این دو بیتی لعنتی که یکماه است مثل خوره به جانم افتاده زور نزنم شروع میکنم به زِر زدن. مثل الان که هم فاعلم  هم مفعول.

پ.ن1-حرف ربط حکم ما را دارد.

تبصره:اینبار هم تو مصدر باش!

فصل عبور

این ایه های ندامت غریب و دور نیست

حالا که وقت کینه و بغض و غرور نیست

با من بمان بخدا فصل مهر آمدنیست

بگذر ؛بشین؛بخوان که نه!فصل عبور نیست.


پ.ن 1_پرش های وزنی را نادیده بگیر!

احساس حقارت.

لعنتی !

با تو نیستم ؛

             حتی اگر چشمهایت را به من قرض ندهی.

فرق من با تو این است.

وقتی جر میخورم تا مصرع سوم را کامل کنم!

تو حتی به من فحش نمی دهی.

تو را بخدا کمی مسخره ام کن،

تا طعم حقارت را کمتر بچشم!

تا دوباره از تو دلخور نباشم

وقتی حتا

چشمهایت را به من قرض نمی دهی!

البته نه به این شدت.....


پ.ن1:دفتر شعرم را بخوان.

پ.ن2:حاظرم تمام شان را قرض الحسنه بدهم.

تبصره1:به شرط اینکه منت بدهید و بگیرید.

پ.ن3:ببخشید. شرایط قابل تطبیق است.